اون :هنوز که همون پست 21 آذره ......

من:خوب چون هنوز تو سکوتم

اون:منتظر چی هستی ؟

من:هیچی ، باید بشکنه

اون :نه ، باید بشکونیش

 

 

دیروز صبح تو راه به خودم قول دادم که دختر خوبی باشم .

چند وقت پیش یکی که یادم نیست کی بود یه جمله سند تو آل کرده بود :" عرفان عمل به همه  اون چیزی هست که می دانیم "

خیلی چیزارو می دونیم بده ، اما انجامش می دیم . دیروز صبح یکی یکی همه ی کارای بدی که ممکن بود ازم سر بزنه تو ذهنم مرور کردم . کارایی که می دونستم بده . مثل غیبت ، پشت سر یکی حرف زدن ، کسی رو ناراحت کردن ، دل یکی رو شیکوندن ، بد اخلاقی ، عصبانیت و....

قول دادم حتی برای یک روز هم شده حواسمو جمع کنم تا هیچ کدوم ازین کارارو انجام ندم .

بعد به کارای خوبی که می تونستم انجام بدم فکرکردم ، مثلا خوشحال کردن یکی حتی با یه اس ام اس ،کمک به بقیه تا هر جایی که از دستم بر می اد و ...

 

شاید این پستم تکراری باشه براتون .خیلی ها ازش گفتن . اما همین قول تکراری یه رازه .راز خوشبختیمون. هر دو طرف

شاید طرز بیانم و مثالایی که زدم خیلی ساده و ابتدایی بود اما منظور بزرگی داشتم :

فکر کنید اگه همه ی مردم ایران تو یه روز این قولو به خودشون بدن ...

اون روز چه شکلیه ؟

روز قشنگی می شه .

مگه دستورات دینمون چی می گن؟

می خوان ما به عنوان یک مسلمان اون روزو ببینیم 

(زیر نویس : اون درست می گفت )