تولد

پريروز(ديروز ديروز (2روز پيش)) تولدم بود . يك سال پير تر شدم . يك سال ديگه به تجربه ها و اطلاعات و دانشم اضافه شد .

شب تولدم فكر مي كردم ، چقدر از  اين 1سال فرصتي كه خدا بهم داده بود درست استفاده كردم ؟ چقدر به بار گناهام اضافه كردم ؟ چقدر كار خوب و مفيد انجام دادم و...

سال سختي بود . پر از نوسانات فكري و روحي و اعتقادي ، پر از درگيري و جنجال با خودم .

روزهاي خيلي سختي رو پشت سر گذاشتم ، ولي ازشون خيلي چيزا ياد گرفتم .ياد گرفتم كه نبايد دست و پا بزنم و سخت بگيرم . فهميدم كه فقط بايد تسليم تو باشم نه وابسته ي ديگران .

به پر صدق و عشق بر اين آسمان بايد پريدن

اذان صبح 4 شهريور يعني درست همون لحظه كه پا به اين دنيا گذاشتم ، از خدا يه خواهش كردم . خواستم گناهان گذشته ام رو ببخشه .

حضرت عيسي يه جمله ي قشنگ داره :" هيچ بزرگسالي به معراج نمي رود مگر آن كه در كودكي خود متولد شود ."

وقتي بيشتر به فكر فرو رفتم كه يكي از دوستهام موقع تبريك تولدم گفت :"تولد   دوبارت  مبارك ! "...كاش قبول شده باشه . كاش يه نشونه باشه ...

 قول دادم نسبت به گناهان خواسته و ناخواسته اي كه در معرضشون قرار مي گيريم و به راحتي آلودمون مي كنند هوشيار تر باشم .

قول دادم بيشتر مواظب وقتم باشم ، بيشتر كتاب بخونم ، بيشتر فكر كنم ، بيشتر به بقيه كمك كنم ، به همه احترام بذارم و دنبال كارهاي بيهوده نباشم .

خدايا گناهان گذشتم را ببخش و كمكم كن تا يك زندگي جديد را شروع كنم .

خدايا وقتي مي تونم به اين قول هام  عمل كنم كه تو كمكم كني .

خدايا كمكم كن از اين فرصت هايي كه بهم دادي خوب استفاده كنم

خدايا منو به همون راهي هدايت كن كه بنده هاي خوبت رفتند