نم اشكي و با خود گفتگويي

نمي دونم چرا اين روزها به هر كي مي رسم مي گه دلم گرفته !

اما دل خودم بيشترتر گرفته . يه بغض سنگين كه يه بهونه ي كوچولو براي تركيدنش مي خواد . امشبم كه بهونه پشت بهونه...

صبر پريد از دلم عقل گريخت از سرم

خدايا مي خوام اوني باشم كه تو دوست داري . مي خوام تسليم باشم .

دوست دارد يار اين آشفتگي

مي خوام با هر نسيمت خودمو بهت بسپارم و نظاره گر رقص برگها بر روي شاخه هاي سبز باشم .نه مثل يه درخت خزان زده ، خشك و بي روح ، ساكن و ثابت ، خشن و شكننده .مي خوام روان باشم . كمكم كن.

خدايا منو ببخش...خدايا اين نم اشك و راز و نياز و از هيچ كدوم از بنده هات نگير

به نام خداي مهربون