به نام خداي پروانه ها

2 صفحه با فونت 14 براي اين پست نوشته بودم اما سانسور كردم . همه ي اون چيزي رو كه مي خواستم بنويسم .

چشمامو بستمو همشو پاك كردم ،نه از ذهنم ، بلكه فقط از روي صفحه ...

 دلم پره ، نه از ظلم ، نه از دروغ ،نه از  تكبر و غرور  ، نه از تعصب بي جا ، نه از حماقت ، نه از ابلهي و ناداني و كوري، دلم پره از اين كج روي ها ، از اين نابود كردن دين و اعتقادات ، از اين حرمت شكني ها ،ريختن قبح مسايل و انداختنش گردن دين و احكام و سرپوش گذاشتن روي همه ي كارها ... بهتره  ادامه ندم .

 خيلي چيزا رو فراموش كرديم . مهمترينش هدفمون از زنده بودنمونه .(خودمو مي گم به كسي بر نخوره )

اونايي كه ادعاي عاشق بودن مي كنيد .... عشق چيه ؟

شمعی که کوچک بود و کم٬ برای سوختن پروانه بس بود.

مردم گفتند: شمع عشق است و پروانه عاشق.

و زمین پر از شمع و پروانه شد.

پروانه ها سوختند و شمع ها تمام شدند.

خدا گفت: شمعی باید دور٬ شمعی که نسوزد٬ شمعی که بماند.

پروانه ای که به شمع نزدیک می سوزد عاشق نیست .

توي راهمون پر از شمعه ، مي تونيم اوليشونو كه ديديم با شعلش بسوزيم و كارمون تموم !و گريزناپذيره كه شمع ها و پروانه ها همشون يكي يكي خاموش مي شن ....

مي تونيم هم براي يه چيز ديگه بسوزيم كه هيچ وقت خاموش نشه . بايد زود انتخاب كنيم ، تا نسوختيم ....

لا تكوننّ عبد غيرك و قد جعلك اللَّه سبحانه حرّا