عنوان ندارم براش بذارم

نمي دونم چرا ولي نوشتن برام سخت شده ، بيشتر دوست دارم بخونم .مي گي تنبل شدم

؟ مي شه اين روالي كه دارم طي مي كنم به وبلاگ منتقل كنم اما نمي دونم چرا

مي ذارم بگذره بدون اينكه هيچ جا ثبت بشه . شايد بخاطر اين باشه كه احساس مي

كنم براي بقيه جذاب يا مهم نيست ، فكر مي كنم خيلي كم هستند اونايي كه

درك مي كنن .تازه اين كه خوبه از اين مي ترسم كه برداشت هاي اشتباه از حرفام

بشه . كنفوسيوس :"بزرگترين ستم در جهان كه مادر همه ي ستم هاست ، ستم به

كلمات است . "


واژگان قربانيان بزرگ تاريخ اند ، واژگان در سيطره معاني تعريف شده زندانيند و

معاني نيز در زندان فهم انسان ها محصورند .(دكتر عبدالعظيم كريمي )


مثل قضاوت هايي كه در دو پست پيش دربارم شد . البته برام مهم نيست . مهم تاثير

مطالب هست فقط نمي خوام تاثير عكس داشته باشه . خيلي از وبلاگ هاي مذهبي

عملكردشون اينجوريه . "مومنان را كساني كه خود را مفسر آواي خداوند مي دانند ، از

دين دور مي كنند ."


هدف من اين نيست كه كسي رو ديندار بكنم . چون ايمان يك حس خالصانه ي دروني

است و هيچ كس نمي تونه زوركي به كسي دين و ايمون بده .يه جا خوندم كه ايمانو

به شكفتن غنچه تشبيه كرده بود . نه من مي تونم غنچه ي ايمان تورو بشكفونم نه تو

مال منو . فقط كاري كه مي شه كرد اينه كه مثل باغبون در كنار زدن موانع به هم

كمك كنيم .


آموزگار نيستم
تا تو را بياموزم چگونه دوست بداري .
ماهيان به آموزنده اي نيازمند نمي شوند
تا بياموزند چگونه شنا كنند
و گنجشكان به آموزنده اي نيازمند نمي شوند
تا بياموزند چگونه پرواز كنند .
به تنهايي شنا ، و به تنهايي پرواز كن .
كه عشق را كتابي نيست .
و بزرگترين عشاق تاريخ خواندن نمي دانستند !

معلوم نيست چجوري ادامه بدم . شايد ديگه هيچ كاري نكنم.

"با بي عملي عمل كن
عيني ترين عمل بي عملي است ."
لائوتزو