انتظار

هوا گرم بود ، اما آسمون آبي بود
دلخوشي كم بود ، اما مادر بود
زندگي سخت بود ، اما بابا بود
بارون نمي اومد ، اما نسيم بود
آسمون آبي ، مادر ، بابا
بوي زيتون ، نسيم ،هدي
بوي باروت ، ترس ،هدي
شكنجه ، گريه ، هدي
خواهش ، شيون ، هدي
مادر ، بابا ،هدي
گلوله ، خون ،هدي
سكوت ، سكوت ، هدی

 

ببخشيد اگه شعر خيلي ايراد داره ، فقط خواستم حسي كه بعد از شنيدن اون خبر بهم

دست داده بود منتقل كنم .
هدي بغض گلويت راه نفسم را بسته .
ما همه به يك خدا ايمان داريم و اگر چه از هم دوريم اما يك ندا را سر مي دهيم . و

اي كاش مي دانستي كه در قلب هزاران خواهر و برادر ايراني جاي داري و چه بسيار

كه با تو گريستند و با تو سكوت كردند و با تو منتظرند ....