مات اويم . مات اويم . مات او

 

چند وقت پيش يه حديث از امام علي براي اد ليستم فرستادم . حديثه اين بود:


ايمان چهارپايه دارد: توكّل بر خدا، واگذاردن كار به خدا، تسليم به امر خدا و

 رضا به قضاى الهى .


به نظرم اگه اين جمله رو به عنوان يك جمله ي تاكيدي مد نظر داشته باشيم ، و در

ذهنمون تكرارش كنيم مي تونه تاثير خيلي خوبي داشته باشه ، يكي از تاثيراتش

آرامش و اعتماد به خدا هست حتي در سخت ترين شرايط و مشكلات .


پس به اين طبيب اعتماد كنيد و داروي او را با صبر و آرام بنوشيد .


در بلاها مي چشم لذات او
مات اويم ، مات اويم ، مات او


رسيدن به اين بينش خيلي سخته ، يا اينطور مي تونم بگم كه براي من سخته.


ديدن روي تو را ديده ي جان بين بايد
وين كجا مرتبه ي چشم جهان بين من است


بعد از اون چند تا پي ام داشتم كه از حديث برداشت اشتباهي داشتن .

و اما شبهه اي كه ممكنه بعد از خوندن حديث پيش بياد .

فكر كنم اين تعريف از توكل جواب خوبي باشه :

توكل : اضطراب در سكون و سكون در اضطراب . اين اضطراب بي سكون به خاطر

هوشياري و هوشمندي توكل كننده است كه با اراده و مراقبت ، آن را به وجود مي

آورد و نشان از آن دارد كه توكل نوعي واگذاري امور به حال خود و رها كردن انفعالي

كارها به خداوند نيست ، بلكه در ذات سكون نوعي اضطراب آرام بخش و در ذات

اضطراب نيز ، نوعي سكون تعهد آور وجود دارد .

و در آخر:

والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سُبُلنا