فرهنگ لغت:

سرنوشتDestiny:بهانه ظالم براي ظلم و بهانه ابله براي

شكست.

 

عروسيWedding:تشريفاتي كه در آن دو نفر عهد مي

بندند يكي شوند يكي عهد مي بندد"هيچ"شود و "هيچ چيز"عهد

مي بندد قابل تحمل شود.

غر غرو:آدم هتاكي كه ديد خطا بين او اشيا را آن طور كه هست

مي بيند ،نه آنطور كه بايد باشد.

منتقد Critic:لنگي است كه به ديگري دو مي آموزد.

 

انسان Humankind:طبيعتاً مغرور است و ضرورتاً

فروتن.

 

ريا Hypocristy:احترامي است كه بي تقوايي به تقوا مي

گذارد.

 

منطق Logic:يعني هنر اشتباه كردن با اطمينان.

 

خوش بين pessimist:كسي كه مي داند دنيا چه جاي بدي

است،و بدبين كسي است كه هر روز صبح از نو اين مساله را

كشف مي كند.

گزيده اي از "فرهنگ غرغريون و پند نامه غرغريون" ترجمه

محمد علي مختاري اردكاني به نقل از كتاب يادداشت هاي

ممنوعه برداشت هاي وارونه از دكتر عبدالعظيم كريمي