به كجا مي رويد؟

 

اين ترم يك درس صفر واحدي برداشتم . درسهاي صفر واحدي درسهايي هستند كه

ربطي به رشتمون ندارن ، توي معدل كل هم حساب نمي شن ، كلاساشونم اصولا اگه

حضور غياب نشه كسي نمي ره . كاش مي شد  اسم درسو بعد از اين توضيحات نگم .

اما چاره اي نيست اين درس صفر واحدي قرآن هست كه خودش دو زير مجموعه قرائت و

مفاهيم داره . درسي كه واحدش از تاريخ اسلام و انقلاب و تربيت بدني و ... كمتره !
مقدمش يكم زيادي طول كشيد و از اصل مطلب دور شد اما جاش بود كه بگم.
فردا از سه تا سوره ي اول كتاب امتحان قرائت دارم . كتابو كه ورق زدم به سوره ي

تكوير رسيدم ، يه نگاهي به معني آياتش انداختم ، به آيه 26 كه رسيدم يه مكث

طولاني كردم . خيلي تكون دهنده هست :
فاين تذهبون
به كجا مي رويد؟
داريم كجا ميريم ؟ چي مي خوايم ؟ دنبال چي هستيم ؟
خيلي از كليدهاي مهم زندگيمونو گم كرديم پس طبيعيه كه پشت درهاي بسته

بمونيم و فقط دور خودمون بچرخيم اما اكثر مواقع اينو هم فراموش مي كنيم كه

خودمون كليدشو گم كرديم ، مي دونيد پيدا كردنش سخت نيست...

 


" دلي را كز آسمان و دايره ي افلاك بزرگتر است و فراختر و لطيف تر و روشن تر ،

بدان انديشه و وسوسه چرا بايد تنگ داشتن و عالم خويش را بر خود چون زندان تنگ

كردن ؟ چگونه روا باشد عالم چو بوستان را بر خود چون زندان كردن ؟ همچو كرم پيله

لعاب انديشه و وسوسه و خيالات مذموم بر گرد نهاد خود تنيدن ، و در ميان زندان شدن

و خفته شدن.
ما آنيم كه زندان را بر خود بوستان گردانيم ."
مقالات شمس تبريزي صفحه 610