صبر ، صبر ،صبر

 

قبل از اينكه اين مطلبو بنويسم عذر خواهي مي كنم كه بين دو مطلب زياد  فاصله

افتاد و كمتر تونستم جواب كامنت ها رو بدم ، دليلش شايد اين باشه كه اين ترم فشار

درسي خيلي زياد شده ، از همه بدتر يك پروژه ي ريزپردازنده بايد تحويل بدم كه هنوز

هيچ كاري نكردم . اگه كسي مي تونه كمك كنه كامنت بذاره .

اصولاً من آدم صبوري هستم ، اما اين اواخر در باره ي يك مورد خاص دچار سردرگمي

شديدي شده بودم علتش رو هم نمي دونستم . خيلي برام عجيب بود و فكر مي كردم

كه خدا چه دليلي مي تونه براي اين كارش داشته باشه . از خدا سوال كردم و منتظر

جوابش موندم .... . ديروز قبل از اينكه برم دانشگاه قرآنو باز كردم تا يك آيه بخونم

 برداشتم از آيه اين بود كه 3 روز روزه بگيرم . دليلشو نمي دونستم اما تصميم

گرفتم 3 روز روزه رو بگيرم . امروز روز اول هست و جوابمو گرفتم.... روزه نماد صبر

هست .


من     صبر     نكرده       بودم    .

 

نيكوس كازانتزاكيس ، نويسنده ي زورباي يوناني ، تعريف مي كند كه در

كودكي ، پيله ي كرم ابريشمي را روي درختي مي يابد ، درست زماني كه پروانه

خود را آماده مي كند تا از پيله خارج شود . كمي منتظر مي ماند ، اما سرانجام چون

خروج پروانه طول مي كشد تصميم مي گيرد به اين فرآيند شتاب بخشد . با حرارت

دهانش پيله را گرم مي كند ، تا اينكه پروانه خروج خود را آغاز كند ، اما بالهايش

هنوز بسته اند و كمي بعد ، مي ميرد .
كازانتزاكيس مي گويد : " بلوغي صبورانه با ياري خورشيد لازم بود ، اما من انتظار

كشيدن نمي دانستم . آن جنازه ي كوچك ، تا به امروز ،يكي از سنگين ترين بارها بر

روي وجدانم بوده ، اما همان جنازه باعث شد بفهمم كه فقط يك گناه كبيره ي

حقيقي وجود دارد :
فشار آوردن بر قوانين بزرگ كيهان . بردباري لازم است ، نيز انتظار زمان موعود را

كشدن ، و با اعتماد راهي را دنبال كردن كه خداوند براي زندگي ما برگزيده است

.
مكتوب پائولوكو ئيلو ، صفحه 19