شفاعت

 

 

  پيري و جواني چو شب و روز بر آمد    

 شب شد و روز آمد و بيدار نگشتيم


مارا عجب آيد ار پشت و پناهي بود آن روز  

 كامروز كسي رانه پناهيم و نه پشتيم

 


در اين چند روز به مداحي ها و اشعاري برخورد كردم كه برداشت كاملاً اشتباهي از بحث شفاعت داشتند و متاسفانه از تلويزيون هم پخش مي شدند و با استقبال زيادي از طرف مردم همراه بودند،به همين دليل پرداختن به اين بحث را لازم ديدم . و هدفم رفع ابهاماتي است كه در اذهان وجود دارد و سبب طي مسيري كاملاً اشتباه مي شود.

شفاعت اقسام مختلفي دارد .شفاعت غلط بر هم زننده ي قانون است و اين است كه كسي بخواهدجلو اجراي قانون را بگيرد اين شفاعت در آخرت غير ممكن است .اما شفاعت صحيح نه استثناء دارد نه تبعيض و نه نقض قانون است.

شفاعت غلط به اين معنا است كه گنهكار بتواند وسيله اي برانگيزد و بتوسط او از نفوذ

و حكم الهي جلوگيري كند.كه متاسفانه عوام مردم شفاعت ائمه و انبياء را چنين مي

پندارند!،آنها فكر مي كنند كه مثلاً امام حسين و بقيه ائمه متنفذ هايي هستند كه در

دستگاه خدا اعمال نفوذ مي كنند و اراده ي خدا را تغيير مي دهند و قانون نقض مي

كنند،همان تصوري كه اعراب زمان جاهليت درباره ي بت ها داشتند و آنها را شريك خدا در اداره ي جهان مي پنداشتند كه حتماً مي دانيد كه اين شرك است.مشركين كه مي پنداشتند ربوبيت جهان بين خدا و غير خدا تقسيم شده است برخود لازم نمي دانستند كه در صدد جلب رضا و خوشنودي " الله " باشند ،مي گفتند مي توان با قربانيها و پرستش هائيكه در برابر بت ها انجام مي دهيم،رضايت رب هاي ديگر را بدست آوريم و نظر موافق آنها را جلب كنيم،هر چند مخالف رضاي "الله"باشد.اگر رضايت اينها را كسب كنيم آنها خودشان بنحوي كار را نزد " الله "حل مي كنند.

حال در بين مسلمانان هم اگر تصور بشود كه در كنار دستگاه سلطنت ربوبي ، سلطنتي ديگر هم وجود دارد و در مقابل آن دست در كار است،شرك خواهد بود.اگر كسي تصور كند تحصيل رضاي خدا راهي دارد و تحصيل رضاي فرضاً امام حسين راهي ديگر دارد و هر يك از اين دو جداگانه ممكن است سعادت انسان را تامين كند ،دچار ضلالت بزرگي شده است.آنها رضاي خدا را در انجام واجبات و ترك گناهان مي بينند و رضاي امام حسين را فرضاً در گريه براي علي اكبر (ع) و از اين تقسيم چنين نتيجه مي گيرند كه تحصيل رضاي خدا دشوار است زيرا بايد كارهاي زيادي را انجام داد تا او راضي گردد اما تحصيل خشنودي امام حسين(ع)سهل است (فقط گريه و سينه زني).و زماني كه خشنودي امام حسين حاصل گردد او در دستگاه خدا نفوذ دارد ،شفاعت مي كند و كار را درست مي كند .!!!!!!!!!!!!!!
اين تصور از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است بلكه همان شرك در ربوبيت است و به ساحت پاك امام حسين كه بزرگترين افتخارش " عبوديت "و بندگي خدا است نيز

اهانت است.امام حسين كشته نشد براي اينكه دستگاهي در مقابل دستگاه خدا يا

شريعت جدش بوجود آيد و راه فراري از قانون خدا نشان دهد.


امام حسين:"من از روي هوس و جاه طلبي قيام نكرده ام ،خروج و قيام من به منظور

اصلاح در امت جدم مي باشد،مي خواهم كه به نيكي امر كنم و از بدي نهي نمايم".

و اما مفهوم صحيح شفاعت:سوره ي اسراء آيه 71:"روزي كه هر مردمي را با پيشواي

ايشان مي خوانيم." ،   سوره ي هود آيه 98 :"فرعون پيشاپيش اتباع و پيروانش حركت مي كند پس در آتش واردشان مي سازيم ".  

يعني هر كس با پيشواي خودش يعني با همان كسي كه عملاً الگوي او و الهام بخش او بوده است محشور مي گردد،مثلا همه كساني كه از نور هدايت رسول اكرم استضائه كرده اند و از شريعتش بهره برد اند به دنبال او خواهند بود . و به همين ترتيب هر امامي شفيع شاگردان و پيروان خويش است. و علت اينكه در روايات داريم كه امام حسين از خلق كثيري شفاعت مي كند اينست كه در اين جهان مكتب امام حسين (ع) پيش از هر مكتبي موجب احياء دين و هدايت مردم شده است . و يك نوع از شفاعت امام حسين همين هدايت هايي است كه در اين جهان ايجادكرده است.
و دانستن اين نكته ضروري است كه شفاعت فقط از آن خداست، سوره زمر آيه 44 :" بگو شفاعت تمامي مخصوص خداست. "   و خداوند برانگيزنده ي وسيله يعني شفيع است و شفاعت واقعي از خدا شروع مي شود و به گنهكار ختم مي شود.در توسلات بايد دقت شود توجه به خدا و از خدا به وسيله و شفيع باشد و اين را بدانيم كه چون خدا رضايت داده شفيع شفاعت مي كند.(سوره نساء آيه 64 دقيقاً همين مطلب را بيان مي كند ).
با تشكر از حوصله و وقتي كه گذاشتيد ،براي مطالعه بيشتر در اين زمينه به "عدل الهي " مرتضي مطهري مراجعه كنيد.