گريه

 

 

مي دونم كه قرار بود بقيه ي اعجازو در اين پست بنويسم ،مطالب قشنگي هم پيدا

كرده بودم ،اما اگه اجازه بديد موكولش كنم به مطلب بعد و در اين پست يه

مطلب اورژانسي بذارم.


من مكه نرفتم اما شنيدم كه در سطح شهر تبليغاتي مي كنن مبني بر منع گريه!و

حتي برخورد هم مي كنند،با توجه به ايٌامي كه درش قرار داريم و ابهاماتي كه سعي

دارن بوجود بيارن لازم ديدم كه يك توضيح مختصري در اين باره بنويسم.


گريه 3 نوع است:


1-گريه عاطفي:كه برخاسته از احساسات هست مثلاً وقتي يك فيلم غمناك مي بينيم
يا وقتي چهره يك كودك فقير يا يتيمو مي بينيم و گريه مي كنيم.


2- گريه فقدان : مثلاً گريه اي كه فرزند در فقدان پدرش مي كنه يا اشكي كه با از

دست دادن عزيزمون مي ريزيم چون ديگه در بين ما نيست و ما نمي تونيم با اون

ارتباط برقرار كنيم.


3-گريه ناشي از عدم حضور : مثلاً اينكه بگيم چرا در كربلا نبوديم تا جواب هل من

ناصر حسين (ع) را بديم يا چرا در جمل نبوديم يا چرا وقتي عزيزمون داشت از دست

مي رفت ما كنارش نبوديم .


كساني كه مطالب را مرتب دنبال مي كنن در جريان هستند كه طي دو سه ماه اخير

من چند نفر از نزديكترين كسانم را از دست دادم،چيزي كه در مقابل بي تابي ها و

گريه هاي خودمو ديگران مي شنيدم اين بود كه "گريه نكنيد مرده عذاب مي بينه!

" اما بايد بگم كه اين جمله يك حديث جعلي يا برداشت كاملاً اشتباه از يك حديث

نبوي هست و اصلاً صحت نداره و به يك ماجرا بعد از فوت پيامبر برمي گرده. چرا كه

نمونه هاي زيادي از اشك ريختن پيامبر و حضرت علي  ثبت شده مثلا پيامبر بعد از فوت

پسرش اشك ريخت،پيامبر كنار جنازه ي حمزه گريه كرد ،در تشييع جنازه ي

عبدالمطلب اشك ريخت،وقتي مادر علي(ع) از دنيا رفت پيامبر گريه كرد ، حتماً

داستان شهادت جعفر را شنيديد پيامبر از لحظه لحظه ي مبارزه آگاهي داشت و

ضربه هايي كه به جعفر وارد مي شد را بيان مي كرد تا اينكه فرمود جعفر شهيد شد

و گريست ،حتي بعد از ورود علي(ع) فرمود كه خبر را آرام آرام به علي بد هيد .

حضرت علي و زهرا بعد از فوت پيامبر گريه كردند و نمونه هاي بسيار ديگه.


حالا چرا بايد مانع جاري شدن اشكامون بشيم؟

التماس دعا

يا حسين