كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ ،

كار ما شايد اين است

كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم.

پشت دانايي اردو بزنيم.

دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم.

صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم.

هيجان ها را پرواز دهيم.
روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم.

آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي "هستي".

ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم.

بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم.

نام را باز ستانيم از ابر،
از چنار، از پشه، از تابستان.

روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم.

در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم.

كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم.