روزی که می خواستم برم کلاس اول ، می ترسیدم ، نمی دونستم چی در انتظارمه .

روزی که می خواستم کنکور بدم ، می ترسیدم ، نتیجش خیلی برام مهم بود .

روزی که می خواستم برم دانشگاه می ترسیدم  ، نمی دونستم انتخابم درست بوده یا نه .

روزی که می خواستم برم سر کار می ترسیدم ، یه تجربه ی کاملاً جدید بود برام .

 

یه تجربه ی جدید که نتیجش خیلی مهمه و معلوم نیست چی در انتظار آدمه و انتخابش خیلی سخت و مهمه = خیلی ترس

 ------------------------------------------------------------

پروانه ها
 آخ
تصور کن
آن ها در اندیشه چیزی مبهم
که انعکاس لرزانی از حس ترس و امید را
 در ذهن کوچک و رنگارنگشان می رقصاند
 به گلها نزدیک می شوند

(شعر از حسین پناهی)