Over flow شدم !

نمی دونم  چرا انقدر زود و با چی  ! اما دیگه نمی شه چیزی push  کرد . یه  queue  درست شده از کارهایی که باید انجام بدم و تصمیم هایی که بگیرم اما نمی شه . واقعا عجیبه برام هیچ وقت اینجوری نبودم . در بدترین شرایط هم می تونستم همزمان 3-4 تا کارو پیش ببرم و درباره ی 7-8 تا موضوع فکر کنم و تصمیم بگیرم .

البته بد هم نیست . یه interrupt قوی اومده که همه چیز زندگیمو  stand by  کرده .

رمضون .

دیروز نشستم برای خودم وصیت نامه نوشتم ! نمی دونید چقدر خوبه . واقعا به آدم آرامش می ده . آدمو می بره تو یه حال و هوای دیگه . می فهمه که همه چیز این دنیا بی ارزشه . همه چیزو باید بذاره و بره . می فهمه که چقدر کار نیمه تموم داره . به این فکر می کنه که چقدر بدهکاره  . حق الله یه طرف ، اما چقدر حق الناس به گردنشه که کوتاهی کرده .

 

وقتی نوشتنم تموم شد . دیدم چقدر حرف نگفته داشتم . حرفهایی که تا زندم نمی زنم و گذاشتم وقتی که رفتم به گوششون برسه .

طلب بخشش . ابراز محبت . نصیحت . واقعیت .

آخر وصیت نامم وصیت کردم که یه جاهاییشو بذارن تو وبلاگم .اگه اونها یادشون رفت شما یادتون باشه .

 

 

واژگان :

اینها همشون واژه های کامپیوترین که برا خودشون قصه دارن

Over flow :  سر ریز ( وقتی بیشتر از ظرفیت یه تیکه حافظه توش دیتا بریزیم اینجوری می شه! )

Push : نشاندن ( یه چیزجدید می خوایم وارد کنیم )

Queue : صف ( دستور العمل هایی که باید اجرا بشن یا دیتاهایی که بایددستورالعمل روشون انجام بشه ، به ترتیب منتظر می مونن )

Interrupt : وقفه ( وقتی یه کار با اولویت بالا و یکدفعه ای پیش می آد همه چیزو متوقف می کنه )

stand by : منتظر موندن