به نام خدای مهربون

 

و شب را برخی به سجده خدا پرداز و شام دراز به تسبیح و ستایش او صبح گردان

 

شب مظهر سکوت و آرامش

تنها

آرام نشسته ام بر سجاده

اشتیاق ستاره ها برای نظاره به چیست

در انتظار کدامین رویداد این چنین چشم از من برنمی دارند

بنگرید

اکنون من هستم و یک راه در مقابل

خواهم پیمود

آرام جانم

همه کسم

تنها امیدم

یکتای من

تو را آمدم

تنها و بی کس

خالی و تهی

نگاهم کن

یک ماه مرا بر سر سفره ات نشاندی

آمده ام حمدت گویم که مرا لایق دانستی

مهربان من

هر چه دارم از توست

ایمانم

نیایشم

عشقم

عشقم

عشق من

تو را سجده می کنم

پاکی مطلق و رب عالم

مرا شرم آید خود را بنده ی تو بنامم

اما تو خود بهتر می دانی که مرا جز درگاهت منزلی نیست

بزرگ بی نیازمن

عالم رازدار من

ببخش این بنده را

چه زیباست پیمودن این راه

چه زیباست  تسلیم محض بودن در سجده

و  سر برنداشتن تا عفو

خالق من

خدای من

تصویر ستارگانت را بر دانه های اشکم می بینم

این اشک را دوست دارم

اشک من

برای تو